|
افزایش قیمت به جای اصلاح ساختار؛ چالش مدیریت جدید ایرانخودرو
خصوصیسازی قرار بود زیان ایرانخودرو را مهار کند؛ اما فعلاً اثر آن بیشتر در رشد قیمتها دیده میشود.
|
تاريخ :
سی و يکم خرداد 1405 ساعت 14:10
|
|
کد : 404751
|
جاده مخصوص: پس از واگذاری مدیریت ایرانخودرو و مطرح شدن ادعای حرکت به سمت مدیریت خصوصی، انتظار میرفت این شرکت وارد دورهای تازه از اصلاحات ساختاری، افزایش بهرهوری و ارتقای کیفیت شود. طرفداران خصوصیسازی بارها تأکید کرده بودند که ریشه بخش مهمی از مشکلات خودروسازان کشور در مدیریت دولتی، تصمیمگیریهای غیرتخصصی و ساختارهای ناکارآمد نهفته است و با استقرار مدیریت خصوصی، مسیر زیاندهی مزمن این شرکتها تغییر خواهد کرد.
اما اکنون و پس از گذشت ماهها از این تغییرات، این پرسش جدی مطرح است که دستاورد واقعی مدیریت جدید برای کاهش زیان انباشته چه بوده است؟
آنچه تاکنون در عملکرد ایرانخودرو بیش از هر چیز به چشم میآید، تمرکز بر افزایش قیمت محصولات به عنوان اصلیترین ابزار تأمین منابع مالی است. رویکردی که اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بخشی از فشارهای مالی شرکت را کاهش دهد، اما نمیتوان آن را به عنوان یک راهکار مدیریتی پایدار برای خروج از بحران زیان انباشته معرفی کرد.
در اقتصاد بنگاهداری، کاهش زیان از دو مسیر اصلی امکانپذیر است؛ افزایش درآمد و کاهش هزینهها. افزایش درآمد زمانی ارزشمند تلقی میشود که ناشی از رشد تولید، توسعه بازار، ارتقای کیفیت، عرضه محصولات جدید و افزایش بهرهوری باشد. اما زمانی که عمده افزایش درآمد صرفاً از محل افزایش قیمت محصولات حاصل شود، در واقع بار ناکارآمدیهای داخلی شرکت به مصرفکننده منتقل شده است.
مدیران جدید ایرانخودرو در حالی از ضرورت اصلاح قیمتها سخن میگویند که هنوز گزارشی شفاف از برنامههای خود برای کاهش هزینههای سربار، اصلاح ساختار مدیریتی، کوچکسازی بدنه اداری، افزایش بهرهوری خطوط تولید، مدیریت هزینههای مالی و ارتقای بهرهوری زنجیره تأمین ارائه نکردهاند. این در حالی است که مهمترین تفاوت مورد انتظار میان مدیریت دولتی و خصوصی دقیقاً باید در همین حوزهها نمایان شود.
خصوصیسازی زمانی موفق تلقی میشود که شرکت بتواند با منابع موجود، بهرهوری بیشتری ایجاد کند. در غیر این صورت، اگر راهکار اصلی همچنان افزایش قیمت باشد، این سؤال مطرح میشود که تفاوت مدل جدید مدیریت با گذشته چیست؟ زیرا افزایش قیمت، سادهترین و در دسترسترین ابزار برای هر بنگاهی است و نیازی به تحول مدیریتی یا اصلاح ساختار ندارد.
از سوی دیگر، مصرفکنندگان نیز انتظار داشتند همزمان با تغییر مدیریت، نشانههایی از بهبود کیفیت محصولات، کاهش ایرادات فنی، ارتقای خدمات پس از فروش و افزایش رضایت مشتری مشاهده شود. اما همچنان بخش عمده انتقادهای بازار به کیفیت، فناوری قدیمی برخی محصولات و هزینههای نگهداری خودروها پابرجاست. به همین دلیل بخشی از افکار عمومی معتقد است که تاکنون آثار خصوصیسازی بیشتر در قیمت خودروها دیده شده تا در کیفیت یا بهرهوری تولید.
واقعیت این است که زیان انباشته چند ده هزار میلیارد تومانی ایرانخودرو محصول یک یا دو سال نیست و طبیعتاً با یک نسخه کوتاهمدت نیز درمان نخواهد شد. اما اگر مدیریت جدید قصد دارد ادعای خود مبنی بر تفاوت با دوره مدیریت دولتی را اثبات کند، باید نشانههای این تفاوت را در شاخصهای عملیاتی شرکت نشان دهد؛ از کاهش هزینههای غیرضروری و افزایش بهرهوری گرفته تا ارتقای کیفیت و سودآوری ناشی از عملکرد واقعی تولید.
در غیر این صورت، افزایش مستمر قیمت خودرو هرچند ممکن است به بهبود موقت برخی شاخصهای مالی منجر شود، اما نمیتواند به عنوان نشانه موفقیت خصوصیسازی یا اصلاح ساختار مدیریتی معرفی شود. زیرا کاهش زیان از محل فشار بیشتر بر مصرفکننده، بیش از آنکه حاصل مدیریت کارآمد باشد، نتیجه انتقال هزینه ناکارآمدیها به بازار است.
امروز مهمترین مطالبه از مدیریت جدید ایرانخودرو نه ارائه درخواستهای جدید برای افزایش قیمت، بلکه ارائه یک نقشه راه روشن برای کاهش هزینهها، افزایش بهرهوری و بهبود کیفیت است؛ موضوعی که میتواند نشان دهد خصوصیسازی در این شرکت صرفاً تغییر نام مدیران نبوده، بلکه به معنای تغییر واقعی در شیوه اداره بنگاه اقتصادی است.
منبع تسنیم
انتهای پیام/
|